صائن الدين على بن تركه
231
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
رسالت ، كه شجرهء برومند « 1 » دولتش را هنگام بارورى شده بود و عموم مردم را در سراپردهء جلالش زمان بار در رسيده . عمر خطاب - رضى اللّه عنه - روايت مىكند كه : « بينما نحن عند رسول اللّه - صلى اللّه عليه و سلم « 2 » - اذ طلع علينا رجل شديد بياض الثياب ، شديد « 3 » سواد الشعر ، لا يعرفه منا احد و لا يرى عليه اثر السفر حتى جلس الى النبى و اسند ركبتيه « 4 » الى ركبتيه و وضع يديه الى فخذيه » . يعنى در ميان آنكه ما پيش رسول خدا بوديم كه ناگاه ظاهر شد بر ما مردى كه جامههاى او به غايت سپيد بود و موهاى او به غايت سياه بود و هيچكس از مردم ما او را نمىشناخت و بر او « 5 » هيچ اثر سفر نبود ، و هويدا شدن آن مرد تا به غايتى رسيد كه به سوى نبى نشستن كرد و هر دو زانوى خود را به زانوى آن حضرت پيوست و هر دو دست را بر ران مباركش نهاد . اين است فحواى لفظ حديث . و اما لطائف و اشارات كه در ميان اين عبارت مبارك درج فرموده ، و اينجا گنجايش اظهار آن دارد ، چهار بحث است كه زبان رمز به تحقيق آن گويا گشته : بحث اول آن است كه به زبان رمز جلى بيان عالم غيب « 6 » فرموده كه بناى بسى « 7 » از اركان ايمان بر آن است ، چنانچه خواهد آمد . و بسى از علماى مشهور در فهم اين عالم متوقف و متحيراند ، چنانچه دو كس از ائمهء اهل سنت كه اثبات آن كردهاند ، يعنى امام راغب و امام محمد غزالى كه مطلع بر اين « 8 » عالم گشتهاند ، و طايفهء صوفيه و محققان اصول دين ، به زبان تشنيع ، مذكور مىشوند در السنهء فقها . و بيان آن عالم از چند جا روشن فرموده . اول در آنجا كه لفظ « طلع » فرمود - يعنى برآمد و ظاهر گشت . و بىشك اين معنى وقتى
--> ( 1 ) - ب : برو شد . ( 2 ) - م 2 : صلعم . ( 3 ) - ب : كثير . ( 4 ) - ب : اسند ركبتيه وضع . ( 5 ) - م 2 : وى را . ( 6 ) - دم : طلم غيب . ( 7 ) - ب : بسى اركان . ( 8 ) - ب : بر اين گشتهاند .